هدر اصلی سایت

غسل مسّ میّت‏

 مسأله 517 - اگر کسى بدن انسان مرده‏اى را که سرد شده و غسلش نداده‏اند مس کند یعنى جایى از بدن خود را به آن برساند باید غسل مسّ میّت نماید، چه در خواب مس کند چه در بیدارى، با اختیار مس کند یا بى اختیار حتّى اگر ناخن و استخوان او به ناخن و استخوان میّت برسد باید غسل کند ولى اگر حیوان مرده‏اى را مس کند غسل بر او واجب نیست.

 مسأله 518 - براى مسّ مرده‏اى که تمام بدن او سرد نشده، غسل واجب نیست اگرچه جایى را که سرد شده مس نماید.

 مسأله 519 - اگر موى خود را به بدن میّت برساند یا بدن خود را به موى میّت یا موى خود را به موى میّت برساند، غسل واجب نیست مگر این که مو آن‏قدر کوتاه باشد که مس میّت بر آن صدق کند.

 مسأله 520 - براى مسّ بچّه مرده، حتّى بچّه سقط شده‏اى که چهار ماه او تمام شده غسل مسّ میّت واجب است بلکه بهتر است براى مسّ بچّه سقط شده اى که از چهار ماه کمتر دارد غسل کرد بنابراین اگر بچّه چهار ماهه‏اى مرده به دنیا بیاید، مادر او باید غسل مسّ میّت کند، بلکه اگر از چهار ماه کمتر هم داشته باشد بهتر است مادر او غسل نماید.

 مسأله 521 - بچّه‏اى که بعد از مردن مادر و سرد شدن بدنش به دنیا مى‏آید، وقتى بالغ شد واجب است غسل مسّ میّت کند و اگر بچّه ممیّز شد و غسل صحیح انجام داد کافى است.

 مسأله 522 - اگر انسان، میّتى را که سه غسل او کاملاً تمام شده مس نماید، غسل بر او واجب نمى‏شود، ولى اگر پیش از آن که غسل سوم تمام شود جایى از بدن او را مس کند اگرچه غسل سوم آنجا تمام شده باشد باید غسل مسّ میّت نماید.

 مسأله 523 - اگر دیوانه یا بچّه نابالغى، میّت را مس کند، بعد از آن که آن دیوانه عاقل یا بچّه بالغ شد باید غسل مسّ میّت نماید و اگر بچّه ممیّز باشد و غسل صحیح انجام دهد کافى است.

 مسأله 524 - اگر از بدن زنده قسمتى که داراى استخوان است جدا شود و پیش از آن که قسمت جدا شده را غسل دهند، انسان آن را مس نماید، باید غسل مسّ میّت کند. ولى اگر قسمتى که جدا شده، استخوان نداشته باشد، براى مسّ آن غسل واجب نیست.

 مسأله 525 - براى مسّ استخوان و دندانى که از مرده جدا شده باشد و آن را غسل نداده‏اند باید غسل کرد، ولى براى مسّ استخوان و دندانى که از زنده جدا شده و گوشت ندارد، غسل واجب نیست.

 مسأله 526 - غسل مسّ میّت را باید مثل غسل جنابت انجام دهند ولى کسى که غسل مسّ میّت کرده، اگر بخواهد نماز بخواند، احتیاط مستحب است که وضو هم بگیرد.

 مسأله 527 - اگر چند میّت را مس کند یا یک میّت را چند بار مس نماید، یک غسل کافى است.

 مسأله 528 - براى کسى که بعد از مسّ میّت غسل نکرده است، توقّف در مسجد و جماع و خواندن آیه‏اى که سجده واجب دارد، مانعى ندارد، ولى براى نماز و مانند آن باید غسل کند و بنابر احتیاط مستحب وضو هم بگیرد.

 

 احکام اموات‏

احکام محتضر

 مسأله 529 - مسلمانى را که محتضر است - یعنى در حال جان دادن مى‏باشد - مرد باشد یا زن، بزرگ باشد یا کوچک، بنابر احتیاط واجب باید به پشت بخوابانند به طورى که کف پاهایش به طرف قبله باشد و اگر خواباندن او کاملاً به این طور ممکن نیست بنابر احتیاط واجب تا اندازه‏اى که ممکن است باید به این دستور عمل کنند.

 مسأله 530 - احتیاط واجب آن است که تا وقتى او را از محلّ احتضار حرکت نداده‏اند رو به قبله باشد و بعد از حرکت دادن، این احتیاط واجب نیست و همچنین است در زمان غسل دادن.

 مسأله 531 - رو به قبله کردن محتضر بر هر مسلمان واجب است و اجازه گرفتن از ولىّ او لازم نیست.

 مسأله 532 - مستحب است شهادتین و اقرار به دوازده امام: و سایر عقاید حقّه را، به کسى که در حال جان دادن است طورى تلقین کنند که بفهمد و نیز مستحب است چیزهایى را که گفته شد تا وقت مرگ تکرار کنند.

 مسأله 533 - مستحب است این دعاها را طورى به محتضر تلقین کنند که بفهمد: اَللّهُمَّ اغفِر لِیَ الکَثیرَ مِن مَعاصِیکَ وَ اقْبَل مِنِّی الیَسِیرَ مِن طاعَتِکَ یا مَن یَقبَلُ الْیَسیرَ وَ یَعفُو عَنِ الْکَثِیرِ اِقبَلْ مِنِّی الیَسیرَ و اعفُ عَنِّی الکَثیرَ اِنَّک اَنتَ العَفُوُّ الغَفُورُ اَللّهُمَّ ارْحَمنی فَاِنَّکَ رَحیمٌ.

 مسأله 534 - مستحب است کسى را که سخت جان مى‏دهد، اگر ناراحت نمى‏شود به جایى که نماز مى‏خوانده ببرند.

 مسأله 535 - مستحب است براى راحت شدن محتضر بر بالین او سوره مبارکه «یس، والصّافات و احزاب» و «آیة الکرسى» و آیه پنجاه و چهارم از سوره «اعراف» و سه آیه آخر سوره «بقره» بلکه هر چه از قرآن ممکن است بخوانند.

 مسأله 536 - تنها گذاشتن محتضر و گذاشتن چیز سنگین روى شکم او و بودن جُنُب و حائض نزد او و همچنین حرف زدن زیاد و گریه کردن و تنها گذاشتن زنها نزد او مکروه است.

 

احکام بعد از مرگ‏

 مسأله 537 - بعد از مرگ مستحب است دهان میّت را، هم بگذارند که باز نماند و چشمها و چانه میّت را ببندند و دست و پاى او را دراز کنند و پارچه روى او بیندازند و اگر شب مرده است، در جایى که مرده، چراغ روشن کنند و براى تشییع جنازه او مؤمنین را خبر کنند. و در دفن او عجله نمایند، ولى اگر یقین به مردن او ندارند، باید صبر کنند تا معلوم شود و نیز اگر میّت حامله باشد و بچّه در شکم او زنده باشد، باید به قدرى دفن را عقب بیندازند، که پهلوى چپ او را بشکافند و طفل را بیرون آورند و پهلو را بدوزند.

 

 احکام غسل، کفن، نماز و دفن میّت‏

 مسأله 538 - غسل، کفن، نماز و دفن مسلمان بر هر مکلّفى واجب است و اگر بعضى انجام دهند، از دیگران ساقط مى‏شود و چنانچه هیچ کس انجام ندهد همه معصیت کرده‏اند.

 مسأله 539 - اگر کسى مشغول کارهاى میّت شود بر دیگران واجب نیست اقدام نمایند، ولى اگر او عمل را نیمه کاره بگذارد، باید دیگران تمام کنند.

 مسأله 540 - اگر انسان اطمینان کند که دیگرى مشغول کارهاى میّت شده، واجب نیست به کارهاى میّت اقدام کند، ولى اگر شکّ یا گمان دارد، باید اقدام نماید.

 مسأله 541 - اگر کسى بداند غسل یا کفن یا نماز یا دفن میّت را باطل انجام داده‏اند باید دوباره انجام دهد ولى اگر گمان دارد که باطل بوده یا شکّ دارد که درست بوده یا نه، لازم نیست اقدام نماید.

 مسأله 542 - براى غسل، کفن، نماز و دفن میّت، باید از ولىّ او اجازه بگیرند.

 مسأله 543 - ولىّ زن که در غسل، کفن و دفن او دخالت مى‏کند شوهر اوست و بعد از او، مردهایى که از میّت ارث مى‏برند مقدّم بر زنهاى ایشانند و هر کدام که در ارث بردن مقدّم هستند در این امر نیز مقدّمند.

 مسأله 544 - اگر کسى بگوید من وصىّ یا ولىّ میّتم یا ولىّ میّت به من اجازه داده که غسل، کفن و دفن میّت را انجام دهم، چنانچه دیگرى نمى‏گوید من ولىّ یا وصىّ میّتم یا ولىّ میّت به من اجازه داده است، انجام کارهاى میّت با اوست.

 مسأله 545 - اگر میّت براى غسل، کفن، دفن و نماز خود غیر از ولىّ، کس دیگرى را معیّن کند، عمل به وصیّت میّت واجب است و احتیاط مستحب آن است که ولىّ و آن کس هر دو اجازه بدهند و لازم نیست کسى که میّت او را براى انجام این کارها معیّن کرده، این وصیّت را قبول کند ولى اگر قبول کرد، باید به آن عمل نماید.

 

 احکام غسل میّت‏

 مسأله 546 - واجب است میّت را سه غسل بدهند: اوّل: به آبى که با سدر مخلوط باشد. دوم: به آبى که با کافور مخلوط باشد. سوم: با آب خالص.

 مسأله 547 - سدر و کافور باید به اندازه‏اى زیاد نباشد که آب را مضاف کند و به اندازه‏اى هم کم نباشد، که نگویند سدر و کافور با آب مخلوط شده است.

 مسأله 548 - اگر سدر و کافور به اندازه‏اى که لازم است پیدا نشود بنابر احتیاط واجب باید مقدارى که به آن دسترسى دارند در آب بریزند.

 مسأله 549 - کسى که براى حج احرام بسته است اگر پیش از تمام کردن سعى‏بین صفا و مروه بمیرد، نباید او را با آب کافور غسل دهند و به جاى آن باید با آب خالص غسلش بدهند و همچنین اگر در احرام عمره پیش از کوتاه کردن مو بمیرد.

 مسأله 550 - اگر سدر و کافور یا یکى از اینها پیدا نشود یا استعمال آن جایز نباشد مثل آن که غصبى باشد، باید بجاى هر کدام که ممکن نیست میّت را با آب خالص غسل بدهند.

 مسأله 551 - کسى که میّت را غسل مى‏دهد، باید مسلمان دوازده امامى و عاقل باشد و مسائل غسل را هم بداند و بنابر احتیاط بالغ باشد ولى اگر بچّه ممیّز احکام را بلد باشد کافى است.

 مسأله 552 - کسى که میّت را غسل مى‏دهد، باید قصد قربت داشته باشد یعنى غسل را براى انجام فرمان خداوند عالم بجا آورد و اگر به همین نیّت تا آخر غسل سوم باقى باشد کافى است و تجدید لازم نیست.

 مسأله 553 - غسل بچّه مسلمان اگرچه از زنا باشد، واجب است. و غسل، کفن و دفن کافر و اولاد او جایز نیست و کسى که از بچّگى دیوانه بوده و به حال دیوانگى بالغ شده، چنانچه پدر و مادر و جدّ و جدّه او یا یکى از آنان مسلمان باشند، باید او را غسل داد و اگر هیچ کدام آنان مسلمان نباشند، غسل دادن او جایز نیست.

 مسأله 554 - بچّه سقط شده را اگر چهار ماه یا بیشتر دارد باید غسل بدهند و همچنین اگر چهار ماه ندارد، ولى خلقتش کامل شده، و اگر خلقتش کامل نشده، باید در پارچه‏اى بپیچند و بدون غسل دفن کنند.

 مسأله 555 - اگر مرد، زن را و زن، مرد را غسل بدهد باطل است ولى زن مى‏تواند شوهر خود را غسل دهد و شوهر هم مى‏تواند زن خود را غسل دهد اگرچه احتیاط مستحب آن است که زن، شوهر خود و شوهر، زن خود را غسل ندهد.

 مسأله 556 - مرد مى‏تواند دختربچّه‏اى را که سنّ او از سه سال بیشتر نیست، غسل دهد. زن هم مى‏تواند پسربچّه‏اى را که سه سال بیشتر ندارد، غسل دهد.

 مسأله 557 - اگر براى غسل دادن میّتى که مرد است مرد پیدا نشود، زنانى که با او نسبت دارند و محرمند مثل مادر، خواهر، عمّه و خاله، یا بواسطه شیر خوردن با او محرم شده‏اند، مى‏توانند غسلش بدهند. و نیز اگر براى غسل میّت زن، زن دیگرى نباشد مردهایى که با او نسبت دارند و محرمند، یا بواسطه شیر خوردن با او محرم شده‏اند، مى‏توانند از زیر لباس، او را غسل دهند.

 مسأله 558 - اگر میّت و کسى که او را غسل مى‏دهد هر دو مرد یا هر دو زن باشند، جایز است که غیر از عورت، جاهاى دیگر میّت برهنه باشد.

 مسأله 559 - نگاه کردن به عورت میّت، حرام است و کسى که او را غسل مى‏دهد اگر نگاه کند معصیت کرده ولى غسل باطل نمى‏شود.

 مسأله 560 - اگر جایى از بدن میّت نجس باشد و با آب قلیل غسل مى‏دهند، باید پیش از آن که آنجا را غسل بدهند، آب بکشند. و احتیاط مستحب آن است که تمام بدن میّت، پیش از شروع به غسل پاک باشد.

 مسأله 561 - غسل میّت مثل غسل جنابت است و احتیاط واجب آن است که تا غسل ترتیبى ممکن است، میّت را غسل ارتماسى ندهند و احتیاط مستحب آن است که در غسل ترتیبى هر یک از سه قسمت بدن را در آب فرو نبرند بلکه آب را روى آن بریزند.

 مسأله 562 - کسى را که در حال حیض یا در حال جنابت مرده، لازم نیست غسل حیض یا غسل جنابت بدهند، بلکه همان غسل میّت براى او کافى است.

 مسأله 563 - جایز نیست که براى غسل دادن میّت مزد بگیرند؛ ولى مزد گرفتن براى کارهاى مقدّماتى غسل حرام نیست.

 مسأله 564 - اگر آب پیدا نشود، یا استعمال آن مانعى داشته باشد باید عوض هر غسل، میّت را یک تیمّم بدهند.

 مسأله 565 - کسى که میّت را تیمّم مى‏دهد، باید دست خود را به زمین بزند و به صورت و پشت دست‏هاى میّت بکشد و اگر ممکن باشد احتیاط مستحب آن است که با دست میّت هم او را تیمّم بدهد.

 

 احکام کفن میّت‏

 مسأله 566 - میّت مسلمان را باید با سه پارچه که آنها را لنگ و پیراهن و سرتاسرى مى‏گویند کفن نمایند.

 مسأله 567 - لنگ بنابر احتیاط واجب از ناف تا زانو، اطراف بدن را بپوشاند و بهتر آن است که از سینه تا روى پا برسد. و بنابر احتیاط واجب پیراهن باید از سر شانه تا نصف ساق پا، تمام بدن را بپوشاند و درازى سرتاسرى بنابر احتیاط واجب به قدرى باشد که بستن دو سر آن ممکن باشد و پهناى آن باید به اندازه‏اى باشد که یک طرف آن روى طرف دیگر بیاید.

 مسأله 568 - اگر ورثه بالغ باشند و اجازه دهند که بیشتر از مقدار واجب کفن را، که در مسأله قبل گفته شد از سهم آنان بردارند، اشکال ندارد و احتیاط آن است که بیشتر از مقدار واجب کفن و همچنین مقدارى را که احتیاطاً لازم است از سهم وارثى که بالغ نشده برندارند اگرچه بعید نیست برداشتن از اصل مال حتّى در موارد استحبابى مطابق با شأن میّت جایز باشد.

 مسأله 569 - اگر کسى وصیّت کرده باشد که مقدار مستحبّ کفن را از ثلث مال او بردارند، یا وصیّت کرده باشد ثلث مال را به مصرف خود او برسانند ولى مصرف آن را معیّن نکرده باشد یا فقط مصرف مقدارى از آن را معیّن کرده باشد، مى‏توانند مقدار مستحبّ کفن را از ثلث مال او بردارند.

 مسأله 570 - اگر میّت وصیّت نکرده باشد که کفن را از ثلث مال او بردارند، مى‏توانند به طور متعارف که لایق شأن میّت باشد کفن و چیزهاى دیگرى را که از واجبات دفن است از اصل مال بردارند اگرچه بعید نیست برداشتن به مقدار مستحب که لایق شأن میّت است، از اصل مال جایز باشد.

 مسأله 571 - کفن زن بر شوهر است، اگرچه زن از خود مال داشته باشد و همچنین اگر زن را به شرحى که در کتاب طلاق گفته مى‏شود، طلاق رجعى‏بدهند و پیش از تمام شدن عدّه بمیرد، شوهرش باید کفن او را بدهد و چنانچه شوهر بالغ نباشد یا دیوانه باشد ولىّ شوهر باید از مال او کفن زن را بدهد.

 مسأله 572 - کفن میّت بر خویشان او واجب نیست، اگرچه مخارج او در حال زندگى بر آنان واجب باشد. ولى اگر میّت از خود مالى ندارد، بنابر احتیاط واجب کسى که مخارج میّت بر عهده اوست باید کفن او را بدهد.

 مسأله 573 - احتیاط واجب آن است که هر یک از سه پارچه کفن به قدرى نازک نباشد که بدن میّت از زیر آن پیدا باشد.

 مسأله 574 - کفن کردن با چیز غصبى، اگر چیز دیگرى هم پیدا نشود جایز نیست و چنانچه کفن میّت غصبى باشد و صاحب آن راضى نباشد باید از تنش بیرون آورند، اگرچه او را دفن کرده باشند و همچنین جایز نیست با پوست مردار او را کفن کنند.

 مسأله 575 - کفن کردن میّت با چیز نجس و با پارچه ابریشمى خالص جایز نیست، ولى در حال ناچارى اشکال ندارد و احتیاط واجب آن است که با پارچه طلابافت هم میّت را کفن نکنند، مگر در حال ناچارى.

 مسأله 576 - کفن کردن با پارچه‏اى که از پشم یا موى حیوان حرام گوشت تهیه شده، در حال اختیار جایز نیست، ولى اگر پوست حیوان حلال گوشت را طورى درست کنند که به آن جامه گفته شود، مى‏شود با آن میّت را کفن کنند و همچنین اگر کفن از مو و پشم حیوان حلال گوشت باشد اشکال ندارد، اگرچه احتیاط مستحب آن است که با این دو هم کفن ننمایند.

 مسأله 577 - اگر کفن میّت به نجاست خود او، یا به نجاست دیگرى نجس شود، چنانچه کفن ضایع نمى‏شود، باید مقدار نجس را بشویند یا ببُرند، ولى اگر در قبر گذاشته باشند بهتر است که ببرند بلکه اگر بیرون آوردن میّت اهانت به او باشد بریدن واجب مى‏شود و اگر شستن یا بریدن آن ممکن نیست، در صورتى که عوض کردن آن ممکن باشد، باید عوض نمایند.

 مسأله 578 - کسى که براى حج یا عمره احرام بسته اگر بمیرد باید مثل دیگران کفن شود و پوشاندن سر و صورتش اشکال ندارد.

 مسأله 579 - مستحب است انسان در حال سلامتى، کفن و سدر و کافور خود را تهیه کند.

 

احکام حنوط

 مسأله 580 - بعد از غسل، واجب است میّت را حنوط کنند، یعنى به پیشانى و کف دستها و سر زانوها و سر دو انگشت بزرگ پاهاى او کافور بمالند. و مستحب است به سر بینى میّت هم کافور بمالند و باید کافور ساییده و تازه باشد و اگر به واسطه کهنه بودن، عطر او از بین رفته باشد کافى نیست.

 مسأله 581 - در حنوط میّت، مراعات ترتیب بین اعضاى سجود لازم نیست اگرچه مستحب است اوّل کافور را به پیشانى میّت بمالند.

 مسأله 582 - بهتر آن است که میّت را پیش از کفن کردن، حنوط نمایند اگرچه در بین کفن کردن هم مانعى ندارد، ولى بعد از کفن نباشد.

 مسأله 583 - کسى که براى حج احرام بسته است، اگر پیش از تمام کردن سعى‏بین صفا و مروه بمیرد، حنوط کردن او جایز نیست و نیز اگر در احرام عمره پیش از آن که موى خود را کوتاه کند بمیرد نباید او را حنوط کنند.

 مسأله 584 - زنى که شوهر او مرده و هنوز عدّه‏اش تمام نشده اگرچه حرام است خود را خوشبو کند، ولى چنانچه بمیرد حنوط او واجب است.

 مسأله 585 - مکروه است میّت را با مشک و عنبر و عود و عطرهاى دیگر خوشبو کنند یا براى حنوط اینها را با کافور مخلوط نمایند.

 مسأله 586 - مستحب است، قدرى تربت حضرت سیدالشهدا(ع) با کافور مخلوط کنند، ولى باید از آن کافور به جاهایى که بى احترامى مى‏شود نرسانند و نیز باید تربت به قدرى زیاد نباشد، که وقتى با کافور مخلوط شد، آن را کافور نگویند.

 مسأله 587 - اگر کافور به اندازه غسل و حنوط نباشد بنابر احتیاط واجب غسل را مقدّم دارند و اگر براى هفت عضو نرسد بنابر احتیاط واجب پیشانى را مقدّم دارند.

 مسأله 588 - مستحب است دو چوب تر و تازه یکى را در ترقوّه طرف چپ بین پیراهن و لنگ و یکى را در ترقوّه طرف راست به بدن میّت برسانند.

 

 احکام نماز میّت‏

 مسأله 589 - نماز خواندن بر میّت مسلمان، اگرچه بچّه باشد واجب است، ولى باید پدر و مادر و جدّ و جدّه آن بچّه یا یکى از آنان مسلمان باشند و شش سال بچّه تمام شده باشد.

 مسأله 590 - نماز میّت باید بعد از غسل و حنوط و کفن کردن او خوانده شود و اگر پیش از اینها، یا در بین اینها بخوانند، اگرچه از روى فراموشى یا ندانستن مسأله باشد کافى نیست.

 مسأله 591 - کسى که مى‏خواهد نماز میّت بخواند، لازم نیست با وضو یا غسل یا تیمّم باشد و بدن و لباسش پاک باشد و اگر لباس او غصبى هم باشد اشکال ندارد، اگرچه احتیاط مستحب آن است که تمام چیزهایى را که در نمازهاى دیگر لازم است رعایت کند.

 مسأله 592 - کسى که به میّت نماز مى‏خواند، باید رو به قبله باشد و نیز واجب است میّت را مقابل او به پشت بخوابانند، به طورى که سر او به طرف راست نمازگزار و پاى او به طرف چپ نمازگزار باشد.

 مسأله 593 - مکان نمازگزار باید از جاى میّت پست‏تر یا بلندتر نباشد ولى‏پستى و بلندى مختصر اشکال ندارد.

 مسأله 594 - نمازگزار باید از میّت دور نباشد، ولى کسى که نماز میّت را به جماعت مى‏خواند اگر از میّت دور باشد، چنانچه صفها به یکدیگر متّصل باشند اشکال ندارد.

 مسأله 595 - نمازگزار باید مقابل میّت بایستد، ولى اگر نماز به جماعت خوانده شود و صف جماعت از دو طرف میّت بگذرد، نماز کسانى که مقابل میّت نیستند اشکال ندارد.

 مسأله 596 - بین میّت و نمازگزار، باید پرده و دیوار یا چیزى مانند اینها نباشد ولى اگر میّت در تابوت و مانند آن باشد اشکال ندارد.

 مسأله 597 - در وقت خواندن نماز، باید عورت میّت پوشیده باشد و اگر کفن کردن او ممکن نیست باید، عورتش را اگرچه با تخته و آجر و مانند اینها باشد بپوشانند.

 مسأله 598 - نماز میّت را باید ایستاده و با قصد قربت بخواند. و در موقع نیّت، میّت را معیّن کند، مثلاً نیّت کند نماز مى‏خوانم بر این میّت قربةً الى اللَّه.

 مسأله 599 - اگر کسى نباشد که بتواند نماز میّت را ایستاده بخواند، مى‏شود نشسته بر او نماز خواند. ولى اگر تا قبل از دفن کسى پیدا شد که ایستاده بخواند بنابر احتیاط واجب اعاده کنند.

 مسأله 600 - اگر میّت وصیّت کرده باشد که شخص معیّنى بر او نماز بخواند، احتیاط واجب آن است که آن شخص از ولىّ میّت اجازه بگیرد و بر ولى هم بنابر احتیاط واجب، لازم است که اجازه بدهد.

 مسأله 601 - مکروه است بر میّت چند مرتبه نماز بخوانند، ولى اگر میّت اهل علم و تقوى باشد مکروه نیست.

 مسأله 602 - اگر میّت را عمداً یا از روى فراموشى یا به جهت عذرى، بدون نماز دفن کنند، یا بعد از دفن معلوم شود، نمازى که بر او خوانده شده باطل بوده است تا وقتى جسد او از هم نپاشیده، واجب است با شرطهایى که براى نماز میّت گفته شد به قبرش نماز بخوانند.

 

 دستور نماز میّت‏

 مسأله 603 - نماز میّت پنج تکبیر دارد و اگر نمازگزار پنج تکبیر به این ترتیب بگوید کافى است:

 بعد از نیّت و گفتن تکبیر اوّل بگوید: «اَشهَدُ اَن لا اِلهَ الّا اللَّهُ وَ اَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ».

 و بعد از تکبیر دوم بگوید: «اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ».

 و بعد از تکبیر سوم بگوید: «اَللَّهُمَّ اغفِر لِلمُؤمِنینَ وَ المُؤمِناتِ».

 و بعد از تکبیر چهارم اگر میّت مرد است بگوید: «اَللَّهُمَّ اغفِر لِهذَا المَیِّتِ» و اگر زن است بگوید: «اَللَّهُمَّ اغفِر لِهذِهِ المَیِّتِ» و بعد تکبیر پنجم را بگوید.

 و بهتر است بعد از تکبیر اوّل بگوید: «اَشهَدُ اَن لا اِلهَ الّا اللَّهُ وَحدَهُ لا شَرِیکَ لَهُ وَ اَشهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً عَبدُهُ وَ رَسُولُهُ اَرسَلَهُ بِالحَقِّ بَشیراً وَ نذِیراً بَینَ یَدَیِ السَّاعَةِ»

 و بعد از تکبیر دوم بگوید: «اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ بارِک عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ ارْحَم مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدٍ کَاَفضَلِ ما صَلَّیتَ وَ بارَکتَ وَ تَرَحَّمتَ عَلى اِبراهِیمَ وَ آلِ اِبراهیمَ اِنَّکَ حَمیدٌ مَجیدٌ وَ صَلِّ عَلى جَمیعِ الأَنبیاءِ وَ المُرسَلینَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصِّدِّیقینَ وَ جَمِیع عِبادِ اللَّهِ الصّالِحینَ».

 و بعد از تکبیر سوم بگوید: «اَللَّهُمَّ اغفِرْ لِلمُؤمِنینَ وَ المُؤمِناتِ وَ المُسلِمینَ وَ المُسلِماتِ اَلاَحیاءِ مِنهُم وَ الاَمواتِ تابِع بَینَنا وَ بَینَهُم بِالخَیراتِ اِنَّکَ مُجیبُ الدَّعَواتِ اِنَّکَ عَلى کُلِّ شَی‏ءٍ قَدِیرٌ».

 و بعد از تکبیر چهارم اگر میّت مرد است بگوید: «اَللَّهُمَّ اِنَّ هَذا عَبدُکَ وَ ابنُ عَبدِکَ وَ ابنُ اَمَتِکَ، نَزَلَ بِکَ وَ اَنتَ خَیرُ مَنزولٍ بِهِ. اَللَّهُمَّ اِنّا لا نَعلَمُ مِنهُ اِلّا خَیراً وَ اَنتَ اَعلَمُ بِهِ مِنّا. اَللَّهُمَّ اِن کانَ مُحسِناً فَزِدْ فِی اِحسانِهِ وَ اِن کان مُسِیئاً فَتَجاوَزْ عَنهُ وَ اغْفِرْ لَهُ. اَللَّهُمَّ اجْعَلْهُ عِندَکَ فی اَعلى‏ عِلِّیّینَ وَ اخْلُفْ عَلى اَهلِهِ فِی الغابِرِینَ وَ ارْحَمهُ بِرَحمتِکَ یا اَرحَمَ الرَّاحِمینَ».

 و بعد تکبیر پنجم را بگوید، ولى اگر میّت زن است بعد از تکبیر چهارم بگوید: «اَللَّهُمَّ اِنَّ هذِهِ اَمَتُکَ و ابنَةُ عَبدِکَ وَ ابنَةُ اَمَتِکَ نَزَلَت بِکَ وَ اَنتَ خَیرُ مَنزُولٍ بِهِ اَللَّهُمَّ اِنَّا لا نَعلَمُ مِنها اِلّا خَیراً وَ اَنتَ اَعلَمُ بِهَا مِنَّا اَللَّهُمَّ اِن کانَت مُحسِنَةً فَزِدْ فِی اِحسانِها و اِن کانَت مُسِیئةً فَتَجاوَزْ عَنها وَ اغْفِرْ لَها اَللَّهُمَّ اجْعَلْها عِندَکَ فِی اَعلى‏ عِلِّیِّینَ وَ اخْلُفْ عَلى اَهلِها فی الغابِرینَ وَ ارحَمها بِرَحمتِکَ یا اَرحَمَ الرَّاحِمینَ».

 مسأله 604 - باید تکبیرها و دعاها را طورى پشت سر هم بخوانند که نماز از صورت خود خارج نشود.

 مسأله 605 - اگر نماز میّت به جماعت خوانده مى‏شود، مأموم هم باید تکبیرها و دعاهاى آن را بخواند.

 

مستحبّات نماز میّت‏

 مسأله 606 - چند چیز در نماز میّت مستحب است:

 اوّل: کسى که نماز میّت مى‏خواند با وضو یا غسل یا تیمّم باشد و احتیاط مستحب آن است در صورتى تیمّم کند که وضو و غسل ممکن نباشد، یا بترسد که اگر وضو بگیرد یا غسل کند به نماز میّت نرسد.

 دوم: اگر میّت مرد است، امام جماعت یا کسى که فرادى به او نماز مى‏خواند مقابل وسط قامت او بایستد و اگر میّت زن است مقابل سینه‏اش بایستد.

 سوم: پا برهنه نماز بخواند.

 چهارم: در هر تکبیر، دستها را بلند کند.

 پنجم: فاصله او با میّت به قدرى کم باشد که اگر باد، لباسش را حرکت دهد به جنازه برسد.

 ششم: نماز میّت را به جماعت بخواند.

 هفتم: امام جماعت تکبیر و دعاها را بلند بخواند و کسانى که با او نماز مى‏خوانند، آهسته بخوانند.

 هشتم: در جماعت اگرچه مأموم یک نفر باشد، عقب امام بایستد.

 نهم: نمازگزار به میّت و مؤمنین زیاد دعا کند.

 دهم: پیش از نماز سه مرتبه بگوید «اَلصَّلاة».

 یازدهم: نماز را در جایى بخوانند که مردم براى نماز میّت بیشتر به آنجا مى‏روند.

 دوازدهم: زن حائض اگر نماز میّت را به جماعت مى‏خواند در صفى تنها بایستد.

 مسأله 607 - خواندن نماز میّت در مساجد مکروه است؛ ولى در مسجد الحرام مکروه نیست.

 

 احکام دفن‏

 مسأله 608 - واجب است میّت را طورى در زمین دفن کنند، که بوى او بیرون نیاید و درندگان هم نتوانند بدنش را بیرون آورند و در صورتى که ترس درنده و نزدیک شدن انسانى که از بوى میّت اذیت شود در بین نباشد، اقوى کفایت تنها عنوان دفن در زمین است اگرچه احتیاط مستحب آن است که گودى قبر به همان اندازه مذکور در بالا باشد و اگر ترس آن باشد که جانور بدن او را بیرون آورد، باید قبر را با آجر و مانند آن محکم کنند.

 مسأله 609 - اگر دفن میّت در زمین ممکن نباشد، مى‏توانند به جاى دفن، او را در بنا یا تابوت بگذارند.

 مسأله 610 - میّت را باید در قبر به پهلوى راست طورى بخوابانند که جلوى بدن او رو به قبله باشد.

 مسأله 611 - اگر کسى در کشتى بمیرد، چنانچه جسد او فاسد نمى‏شود و بودن او در کشتى مانعى ندارد، باید صبر کنند تا به خشکى برسند و او را در زمین دفن کنند وگرنه، باید در کشتى غسل بدهند و حنوط و کفن کنند و پس از خواندن نماز میّت چیز سنگینى به پایش ببندند و به دریا بیندازند یا او را در خمره بگذارند و درش را ببندند و به دریا بیندازند و اگر ممکن است بنابر احتیاط واجب او را در جایى بیندازند که فوراً طعمه حیوانات نشود.

 مسأله 612 - اگر بترسند که دشمن، قبر میّت را بشکافد و بدن او را بیرون آورد و گوش یا بینى یا اعضاى دیگر او را ببرد چنانچه ممکن باشد باید به طورى که در مسأله پیش گفته شد او را به دریا بیندازند.

 مسأله 613 - مخارج انداختن در دریا و مخارج محکم کردن قبر میّت را در صورتى که لازم باشد، باید از اصل مال میّت بردارند.

 مسأله 614 - اگر زن کافره بمیرد و بچّه در شکم او مرده باشد، چنانچه پدر بچّه مسلمان باشد، باید زن را در قبر به پهلوى چپ پشت به قبله بخوابانند که روى بچّه به طرف قبله باشد بلکه اگر هنوز روح هم به بدن او داخل نشده باشد، بنابر احتیاط واجب باید به همین دستور عمل کنند.

 مسأله 615 - دفن مسلمان، در قبرستان کفّار و دفن کافر، در قبرستان مسلمانان جایز نیست.

 مسأله 616 - دفن مسلمان در جایى که بى احترامى به او باشد، مانند جایى که خاکروبه و کثافت مى‏ریزند، جایز نیست.

 مسأله 617 - میّت را نباید در جاى غصبى دفن کنند و دفن کردن در جایى که براى غیر دفن کردن وقف شده و در مسجد اگر ضرر به مسلمانان باشد یا مزاحم نمازشان باشد جایز نیست، بلکه اقوى آن است که اصلاً در مسجد دفن نکنند و در زمینى که مثل مسجد براى غیر دفن کردن وقف شده جایز نیست.

 مسأله 618 - دفن میّت در قبر مرده دیگر اگر موجب نبش شود جایز نیست.

 مسأله 619 - چیزى که از میّت جدا مى‏شود، اگرچه مو و ناخن و دندانش باشد، باید با او دفن شود و اگر موجب نبش شود، احتیاط آن است که جدا دفن شود. و دفن ناخن و دندانى که در حال زندگى از انسان جدا مى‏شود مستحب است.

 مسأله 620 - اگر کسى در چاه بمیرد و بیرون آوردنش ممکن نباشد باید در چاه را ببندند و همان چاه را قبر او قرار دهند و در صورتى که چاه مال غیر باشد باید به نحوى او را راضى کنند.

 مسأله 621 - اگر بچّه در رحم مادر بمیرد و ماندنش در رحم براى مادر خطر داشته باشد، باید به آسانترین راه او را بیرون آورند و چنانچه ناچار شوند که او را قطعه قطعه کنند اشکال ندارد، ولى باید بوسیله شوهرش اگر اهل فن است یا زنى که اهل فن باشد او را بیرون بیاورند و اگر ممکن نیست، مرد محرمى که اهل فن باشد و اگر آن هم ممکن نشود، مرد نامحرمى که اهل فن باشد بچّه را بیرون بیاورد و در صورتى که آن هم پیدا نشود کسى که اهل فن نباشد، مى‏تواند بچّه را بیرون آورد.

 مسأله 622 - هرگاه مادر بمیرد و بچّه در شکمش زنده باشد اگرچه امید زنده ماندن طفل را نداشته باشند باید به وسیله کسانى که در مسأله پیش گفته شد از هر طرفى که بچّه سالم بیرون مى‏آید بچّه را بیرون آورند و دوباره بدوزند؛ ولى اگر بین پهلوى چپ و راست در سالم بودن بچّه فرقى نباشد احتیاط واجب آن است که از پهلوى چپ بیرون آورند.

 

مستحبّات دفن‏

 مسأله 623 - خوب است به امید آن که مطلوب پروردگار باشد قبر را به اندازه قد انسان متوسّط گود کنند و میّت را در نزدیکترین قبرستان دفن نمایند، مگر آن که قبرستان دورتر، از جهتى بهتر باشد، مثل آن که مردمان خوب در آنجا دفن شده باشند، یا مردم براى فاتحه اهل قبور بیشتر به آنجا بروند و نیز جنازه را چند متر مانده به قبر، زمین بگذارند و تا سه مرتبه کم کم نزدیک ببرند و در هر مرتبه زمین بگذارند و بردارند و در نوبت چهارم وارد قبر کنند و اگر میّت مرد است، در دفعه سوم طورى زمین بگذارند که سر او طرف پایین قبر باشد و در دفعه چهارم از طرف سر وارد قبر نمایند و اگر زن است در دفعه سوم طرف قبله قبر بگذارند و به پهنا وارد قبر کنند و در موقع وارد کردن، پارچه‏اى روى قبر بگیرند و نیز جنازه را به آرامى از تابوت بگیرند و وارد قبر کنند و دعاهایى که دستور داده شده، پیش از دفن و موقع دفن بخوانند و بعد از آن که میّت را در لحد گذاشتند، گره‏هاى کفن را باز کنند و صورت میّت را روى خاک بگذارند و بالشى از خاک زیر سر او بسازند و پشت میّت، خشت خام یا کلوخى بگذارند که میّت به پشت برنگردد و پیش از آن که لحد را بپوشانند، دست راست را به شانه راست میّت بزنند و دست چپ را به قوت بر شانه چپ میّت بگذارند و دهان را نزدیک گوش او ببرند و به شدّت حرکتش دهند و سه مرتبه بگویند:

 «اِسمَع اِفهَم یا فُلانَ بنَ فُلان» و به جاى فلان، اسم میّت و پدرش را بگویند مثلاً اگر اسم او محمّد و اسم پدرش على است سه مرتبه بگویند:

 «اِسمَع اِفهَم یا مُحَمَّدَ بنَ عَلی» پس از آن بگویند:

 «هَل اَنتَ عَلَى الْعَهدِ الَّذی فَارَقتَنا عَلَیهِ مِن شَهَادَةِ اَن لا اِلهَ الّا اللَّهُ وَحدَهُ لَا شَریکَ لَهُ وَ اَنَّ مُحَمَّداً صَلّى‏اللَّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ عَبدُهُ وَ رَسُولُهُ وَ سَیِّدُ النَّبِیّینَ وَ خاتَمُ المُرسَلِینَ و اَنَّ عَلِیاً اَمیرُ المُؤمِنینَ وَ سَیِّدُ الْوَصِیِّینَ وَ اِمامٌ افتَرَضَ اللَّهُ طاعَتَهُ عَلَى العالَمِینَ وَ اَنَّ الْحَسَنَ وَ الْحُسَینَ وَ عَلِیَّ بنَ الْحُسَینِ وَ مُحَمَّدَ بنَ عَلِیّ وَ جَعفَرَ بنَ مُحَمَّدٍ وَ مُوسَى‏بنَ جَعفَرٍ وَ عَلِیَّ بن مُوسى وَ مُحَمَّدَ بنَ عَلِیٍّ وَ عَلیَّ بنَ مُحَمَّدٍ وَ الْحَسَنَ بنَ عَلِیٍّ وَ الْقائِمَ الْحُجَّةَ الْمَهدِیَّ صَلَواتُ اللَّهِ عَلَیهِم اَئِمَّةُ الْمُؤمِنینَ وَ حُجَجُ اللَّهِ عَلَى الْخَلقِ اَجمَعِینَ وَ اَئِمَّتُکَ اَئِمَّةُ هُدىً بِکَ اَبرارٌ یا فُلانَ بنَ فُلانٍ» و بجاى فلان بن فلان اسم میّت و پدرش را بگوید.

 و بعد بگوید: «اِذا اَتاکَ الْمَلَکانِ المُقَرَّبانِ رَسُولَینِ مِن عِندِ اللَّهِ تَبارَکَ وَ تَعالَى وَ سَأَلاکَ عَن رَبِّکَ وَ عَن نَبِیِّکَ وَ عَن دِینِکَ وَ عَن کِتابِکَ وَ عَن قِبلَتِکَ وَ عَن اَئِمَّتِکَ فَلاتَخَفْ وَ لاتَحزَنْ وَ قُلْ فِی جَوابِهِما اللَّهُ رَبِّی وَ مُحَمَّدٌ صَلَّى اللَّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ نَبِیِّی وَ الاِسلامُ دِینِی وَ القُرآنُ کِتابِی وَ الکَعبَةُ قِبلَتِی وَ اَمیرُ المُؤمِنینَ عَلِیُّ بنُ أبیطالِبٍ اِمامی وَ الحَسَنُ بنُ عَلِیٍّ المجتَبى اِمامی وَ الحُسَینُ بنُ عَلِیّ الشَّهیدُ بِکَربَلاءَ اِمامِی وَ عَلِیٌّ زَینُ العابِدِینَ اِمَامِی و مُحَمَّدٌ الباقِرُ اِمَامِی وَ جَعفَرٌ الصّادِقُ اِمَامِی وَ مُوسَى الکاظِمُ اِمامی وَ عَلیٌّ الرِّضا اِمامی و مُحَمَّدٌ الجَوادٌ اِمامی و علیٌّ الهَادِی اِمَامِی وَ الحَسَنُ العَسکَریُّ اِمَامِی وَ الحُجَّةُ المُنتَظَرُ اِمامی هؤُلاءِ صَلَواتُ اللَّهِ عَلَیهِم اَجمَعِینَ اَئِمَّتِی وَ سَادَتِی وَ قَادَتِی وَ شُفَعَائِی بِهِم اَتَولّى وَ مِن اَعدائِهِم اَتَبَرَّءُ فِی الدُّنیَا وَ الآخِرَةِ ثُمَّ اعْلَم یا فُلانَ بنَ فُلان» و بجاى فلان بن فلان اسم میّت و پدرش را بگوید و بعد بگوید: «اَنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى‏نِعمَ الرَّبُّ وَ اَنَّ مُحَمَّداً صَلَّى‏اللَّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ نِعمَ الرَّسُولُ وَ اَنَّ عَلِیَّ بنَ اَبِی طالِبٍ وَ اَولادَهُ المَعصُومینَ الاَئِمَّةَ الاِثنَی عَشَرَ نِعمَ الأئِمَّةُ وَ اَنَّ مَا جَاءَ بِهِ مُحَمَّدٌ صَلَّى‏اللَّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ حَقٌّ وَ اَنَّ المَوتَ حَقٌّ وَ سُؤالَ مُنکَرٍ وَ نَکیرٍ فِی القَبرِ حَقٌّ وَ البَعثَ حَقٌّ وَ النُّشُورَ حَقٌّ وَ الصِّراطَ حَقٌّ وَ المِیزانَ حقٌّ وَ تَطایُرَ الکُتُبِ حَقٌّ وَ اَنَّ الجَنَّةَ حَقٌّ وَ النّارَ حَقٌّ وَ اَنَّ السَّاعَةَ آتِیَةٌ لَا رَیبَ فِیهَا وَ اَنَّ اللَّهَ یَبعَثُ مَن فِی القُبُورِ» پس بگوید: «اَفَهِمتَ یا فُلانُ» و بجاى فلان، اسم میّت را بگوید: پس از آن بگوید: «ثَبَّتَکَ اللَّهُ بِالقَولِ الثَّابِتِ وَ هَداک اللَّهُ اِلَى صِرَاطٍ مُستَقِیمٍ عَرَّفَ اللَّهُ بَینَکَ وَ بَینَ اَولیائِکَ فی مُستَقَرٍّ مِن رَحمَتِهِ» پس بگوید: «اَللَّهُمَّ جَافِ الاَرضَ عَن جَنبَیهِ وَ اصعَد بِرُوحِهِ اِلَیکَ وَ لَقِّهِ مِنکَ بُرهَاناً اَللَّهُمَّ عَفوَکَ عَفوَک». و اگر میّت زن است تمام خطاب‏ها و ضمیرها و افعال، مؤنّث ذکر شود.

 مسأله 624 - خوب است به امید این که مطلوب پروردگار است کسى که میّت را در قبر مى‏گذارد، با طهارت و سر برهنه و پا برهنه باشد و از طرف پاى میّت از قبر بیرون بیاید و غیر از خویشان میّت کسانى که حاضرند، با پشت دست خاک بر قبر بریزند و بگویند «اِنَّا للَّهِ وَ اِنّا اِلَیهِ راجِعُونَ». اگر میّت زن است، کسى که با او محرم مى‏باشد او را در قبر بگذارد و اگر محرمى نباشد، خویشانش او را در قبر بگذارند.

 مسأله 625 - خوب است به امید این که مطلوب پروردگار است قبر را مربّع یا مربّع مستطیل بسازند و به اندازه چهار انگشت از زمین بلند کنند و نشانه‏اى روى آن بگذارند که اشتباه نشود و روى قبر آب بپاشند و بعد از پاشیدن آب، کسانى که حاضرند، دستها را بر قبر بگذارند و انگشتها را باز کرده در خاک فرو برند و هفت مرتبه سوره مبارکه: «اِنّا اَنزَلناهُ» بخوانند و براى میّت طلب آمرزش کنند و این دعا را بخوانند: «اَللَّهُمَّ جَافِ الاَرضَ عَن جَنبَیهِ وَ اَصعِد اِلَیکَ رُوحَهُ وَ لَقِّهِ مِنکَ رِضواناً وَ اَسکِن قَبرَهُ مِن رَحمَتِکَ ما تُغنیهِ بِهِ عَن رَحمَةِ مَن سِوَاکَ».

 مسأله 626 - پس از رفتن کسانى که تشییع جنازه کرده‏اند مستحب است ولىّ میّت یا کسى که از طرف ولى اجازه دارد، دعاهایى را که دستور داده شده، به میّت تلقین کند.

 مسأله 627 - بعد از دفن مستحب است صاحبان عزا را، سر سلامتى دهند ولى اگر مدّتى گذشته است که بواسطه سر سلامتى دادن مصیبت یادشان مى‏آید، ترک آن بهتر است و نیز مستحب است تا سه روز براى اهل خانه میّت غذا بفرستند و غذا خوردن نزد آنان و در منزلشان مکروه است.

 مسأله 628 - مستحب است انسان در مرگ خویشان، مخصوصاً در مرگ فرزند صبر کند و هر وقت میّت را یاد مى‏کند «اِنَّا للَّهِ وَ اِنّا اِلَیهِ راجِعُونَ» بگوید و براى میّت قرآن بخواند و سر قبر پدر و مادر از خداوند حاجت بخواهد و قبر را محکم بسازد که زود خراب نشود.

 مسأله 629 - بنابر احتیاط واجب نباید انسان در مرگ کسى صورت و بدن را بخراشد و به خود لطمه بزند.

 مسأله 630 - پاره کردن یقه در مرگ غیر پدر و برادر جایز نیست و بنابر احتیاط مستحب در مرگ آنها هم این کار را نکنند.

 مسأله 631 - اگر مرد در مرگ زن یا فرزند یقه یا لباس خود را پاره کند یا اگر زن در عزاى میّت صورت خود را بخراشد بطورى که خون بیاید یا موى خود را بکند باید یک بنده آزاد کند، یا ده فقیر را طعام دهد و یا آنها را بپوشاند و اگر نتواند باید سه روز روزه بگیرد بلکه اگر خون هم نیاید بنابر احتیاط واجب به این دستور عمل نماید.

 مسأله 632 - احتیاط مستحب آن است که در گریه بر میّت صدا را خیلى بلند نکنند.

 

 نماز وحشت‏

 مسأله 633 - مستحب است در شب اوّل قبر، دو رکعت نماز وحشت براى میّت بخوانند و دستور آن این است که، در رکعت اوّل بعد از حمد یک مرتبه «آیة الکرسى» و در رکعت دوم بعد از حمد ده مرتبه سوره «اِنّا اَنزَلناهُ» بخوانند و بعد از سلام نماز بگویند: «اَللّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ ابْعَث ثَوَابَهَا الى قَبرِ فُلانٍ» و بجاى کلمه فلان، اسم میّت را بگویند.

 مسأله 634 - نماز وحشت را در هر موقع از شب اوّل قبر مى‏شود خواند، ولى‏بهتر است در اوّل شب بعد از نماز عشا خوانده شود.

 مسأله 635 - اگر بخواهند میّت را به شهر دورى ببرند، یا به جهت دیگر دفن او تأخیر بیفتد، باید نماز وحشت را تا شب اوّل قبر او تأخیر بیندازند.

 

نبش قبر

 مسأله 636 - نبش قبر مسلمان، یعنى شکافتن قبر او اگرچه طفل، یا دیوانه باشد حرام است ولى اگر بدنش از بین رفته و خاک شده باشد اشکال ندارد.

 مسأله 637 - نبش قبر امامزاده‏ها و شهدا و علما و صلحا اگرچه سالها بر آن گذشته باشد در صورتى که زیارتگاه باشد حرام است، بلکه اگر زیارتگاه هم نباشد بنابر احتیاط واجب نباید آن را نبش کرد.

 مسأله 638 - شکافتن قبر در چند مورد حرام نیست:

 اوّل: آن که میّت در زمین غصبى دفن شده باشد و مالک زمین راضى نشود که در آنجا بماند.

 دوم: آن که کفن یا چیز دیگرى که با میّت دفن شده غصبى باشد و صاحب آن راضى نشود که در قبر بماند و همچنین است اگر چیزى از مال خود میّت که به ورثه او رسیده با او دفن شده باشد و ورثه راضى نشوند که آن چیز در قبر بماند، ولى اگر چیز مختصرى از مال او که به ورثه به ارث رسیده مانند انگشتر و نحو آن با او دفن شده باشد در جواز نبش براى در آوردن آن تأمّل و اشکال است خصوصاً اگر اجحاف بر ورثه نباشد و اگر وصیّت کرده باشد که دعا یا قرآن یا انگشترى را با او دفن کنند، در صورتى که وصیّتش بیشتر از یک سوم مال او نباشد براى بیرون آوردن اینها نمى‏توانند قبر را بشکافند.

 سوم: آن که میّت بى غسل یا بى کفن دفن شده باشد، یا بفهمند غسلش باطل بوده، یا به غیر دستور شرع کفن شده یا در قبر، او را رو به قبله نگذاشته‏اند.

 در تمامى این موارد در صورتى جایز است که بى‏احترامى به میّت نباشد.

 چهارم: آن که براى ثابت شدن حقّى بخواهند بدن میّت را ببینند.

 پنجم: آن که میّت را در جایى که بى احترامى به اوست مثل قبرستان کفّار یا جایى‏که کثافت و خاکروبه مى‏ریزند دفن کرده باشند.

 ششم: آن که براى یک مطلب شرعى که اهمّیت آن از شکافتن قبر بیشتر است، قبر را بشکافند مثلاً بخواهند بچّه زنده را از شکم زن حامله‏اى كه دفنش کرده‏اند بیرون آورند.

 هفتم: آن که بترسند درنده‏اى بدن میّت را پاره کند، یا سیل او را ببرد یا دشمن بیرون آورد.

 هشتم: آن که قسمتى از بدن میّت را که با او دفن نشده بخواهند دفن کنند ولى احتیاط واجب آن است که آن قسمت از بدن را طورى در قبر بگذارند که بدن میّت دیده نشود.